Home / اخبار تحقیقات و آزمایشات در زمینه ای.ال.اس / نقش سرب در ابتلا به بیماری ای.ال.اس.

نقش سرب در ابتلا به بیماری ای.ال.اس.

سیلوا 51 ساله و شوهرش، چارل 30 سال بود که باهم ازدواج کرده و ساکن شهر الکمار در هلند بودند. شوهرش مهندس کامپیوتر و خود او دارای دفتر مشاوره و ارتباطات بود. آنها با دو فرزندشان، سام 19 و کاس 17 ساله، خانواده خوشبختی بودند. تا اینکه چارل بیمار شد. سیلویا اینگونه تعریف می کند:

ماه مارس 2012 بیمارستان آمستردام:

 چارل مشکلات زیادی پیدا کرده بود. من می دیدم که حالش خوب نیست. پاهایش خوب عمل نمی کردند. خود او معتقد بود که به ای.ال.اس دچار شده است. اما من باور نمی کردم. در ماه مارس سرانجام مشخص شد که حق با چارل بوده است. برای من بسیار ناگوار بود که چرا زودتر متوجه آن نشده ام.

یکماه و نیم بعد از تشخیص بیماری چارل، من کارم را تعطیل کردم و ما با بچه هایمان سفری به بالی و لومبوک کردیم. البته راحت نبود؛ باید فکر این را می کردیم: با صندلی چرخدار در بالی…!

باورنکردنی بود که چگونه می شود کسی که تمام زندگی اش، همیشه مسئولیت پذیر بوده، اکنون باید همه چیز را رها کند. اما چارل بخوبی از پس اش برمی آمد. او  مثبت نگاه می کرد. شعارش این بود: سرت را بالا نگه دار! پذیرفتن این بیماری ممکن نیست. اما برخورد مناسب کردن با آن، چرا. چاره ای هم نداری. امروز دستانت توان نگه داشتن لیوانی را دارند، اما فردا نه.

ژانویه 2014

 بزرگترین خواسته چارل این بود: شما باید به زندگی ادامه دهید. نوامبر سال 2013 چارل احساس می کرد که دیگر به پایان راه رسیده است. با اینهمه در دسامبر تولد کاس را باهم جشن گرفتیم. چارل دهم ژانویه 1961 متولد شده بود. او همین روز را  نیز مناسب ترین تاریخ برای پایان زندگی اش انتخاب کرد. وقتی چارل تصمیم اش را با ما در میان گذاشت،  پسرم گفت: اکنون که این تصمیم ات را با ما در میان گذاشتی، باید الان خیالت آسوده شده باشد!

مارس 2014

هنوز دو ماه از درگذشت چارل نگذشته بود که احساس کردم انگشتانم سفت و سخت شده اند. فکر کردم باید ناشی از غم و اندوه فوت چارل باشد، یا هم به خاطر رسیدگی هایی که به چارل داشتم و باید او را جابجا می کردم. پسرم اولین کسی بود که آن را دید: دستهایت مانند دستهای پدر شده اند! اما دخترم آن را انکار کرد. او نمی خواست این اجازه را به بیماری بدهد! دکتر خانوادگی بلافاصله مرا به بیمارستان معرفی کرد. و اینچنین بود که هنوز شش ماه از مرگ همسرم نگذشته، ما دوباره با این بیماری روبرو بودیم!

بیماری غیرانسانی

این یک بیماری غیرانسانی است. شما در بدن خود اسیر هستید. اسیر و بدون امید. بزرگترین ترس فرزندان من از دست دادن مادرشان بود. با این همه من می خواستم به آنها بیاموزم که زندگی را در آغوش بگیرند. بسیار عجیب است، اما من هنوز خوشبختم. گاه هر سه در خود فرو می رویم. فرزندانم می بینند چگونه جسم من به زوال می رود. این بسیار سنگین است.

زمانی که من بیمار شدم، نخستین سوال برایم این بود: من و چارل سی سال باهم بودیم. جوان و بدون داشتن این بیماری در خانواده و فامیل مان. چگونه ممکنست من وهمسرم هر دو به این بیماری مبتلا بشویم؟ ما در معرض چه چیزی قرار گرفته ایم؟ من معتقدم این باید بررسی شود.  شیوه زندگی یا محل زندگی ما باید بررسی می شد. ناگهان به ذهن ام رسید که من و همسرم به مدت  10 سال تمام در تختی می خوابیدیم که در آن هشتاد کیلوگرم سرب به کار رفته بود. یک تخت محکم و زیبا. نتیجه تحقیقات علمی که انجام گرفته، نشان می دهد که سرب در ابتلا به بیماری ای.ال.اس. نقش مهمی می تواند داشته باشد. به نظر من، نمونه ما باید مورد بررسی جدی قرار بگیرد. من با مراکز پزشکی دانشگاه آمستردام و اترخت تماس گرفتم. با چندین محقق سرشناس در زمینه بیماری ای.ال.اس. صحبت کرده ام. اما احساس می کنم این موضوع زیاد جدی گرفته نشد. من امیدوار بودم حداقل یک نفر به سراغ من بیاید و داستان و حرفهای مرا بشنود. آیا ما اینجا چیزی را نادیده پشت سر نمی گذاریم؟ هرچند که ممکنست بیماری من و همسرم کاملا یک تصادف باشد. اما اگر غیر از این بود چه؟ اگر سرب باعث این بیماری در من و همسرم شده باشد،  این قدمی بزرگ و قطعی در راستای شناخت این بیماری خواهد بود.

اکنون…

من قوی هستم و احساس آرامش می کنم. سوالاتی در ذهنم هستند. مانند اینکه حد و مرز برای من کجاست؟ جواب من روشن است: زمانی که در بدن خود کاملا احساس زندانی بودن بکنم، آنموقع خواهم گفت که من به پایان خط رسیده ام. آخرین مسئولیت خودم را این می دانم که تلاش کنم تا بچه هایم، به زندگی ادامه دهند. آنها خواهند توانست. چرا که بسیار قوی هستند. آنها هم اکنون به من در کارهایم کمک می کنند. اما من نمی خواهم که آنها کاملا از من پرستاری کنند. چندی پیش کاس می گفت: من خیلی خسته ام. و من این را کاملا می فهمم و به او حق می دهم.

سیلویا با عکسی از همسرش چارل بر روی زانوانش

***

 

ای.ال.اس. چیست؟

اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS) یک بیماری بسیار جدی در سیستم اعصاب است. در ای.ال.اس، بطور فزاینده، از کارکرد تمامی عضلات (به جز ماهیچه های قلب) بتدریج کاسته می شود. این بیماری معمولا بدون درد است و حواس پنجگانه: بویایی، چشائی، بینائی، شنوایی و لامسه، و همچنین روده ها و مثانه آسیبی نمی بینند.

ای.ال.اس مطلقا مسری نیست و بسیار  اندک و به ندرت نوع ژنتیکی آن دیده می شود. سیلویا و چارل، اولین زن و شوهر هلندی هستند که هر دو به این بیماری دچار شده اند.

علت دقیق ای.ال.اس شناخته شده نیست و هیچ داروئی برای مداوای آن وجود ندارد. عوامل احتمالی در بروز این بیماری تا کنون اینگونه شناخته شده اند: ضربات تکراری به سر (مانند ضربه مغزی)، قرار گرفتن در معرض دود اگزوز به میزان زیاد، قرار گرفتن در معرض سرب.

سرب و ای.ال.اس

آیا سرب می تواند در بروز بیماری ای.ال.اس. نقش داشته باشد؟ محققان مرکز ای.ال.اس در هلند، با همکاری بیمارستان آکادمیک آمستردام و اترخت، تحقیقاتی را در زمینه رابطه سرب با این بیماری، شروع  خواهند کرد.    

آنچه تا کنون در این زمینه می دانیم

 مرکز ای.ال.اس. اینگونه توضیح می دهد: در برخی مطالعات علمی، شواهدی وجود دارند که نشان میدهند که وجود سرب در محیط کار می تواند عامل ابتلا به بیماری ای.ال.اس. باشد. برای مثال سرب گنجانده شده  در رنگ. این مشخص نیست که چگونه سرب به کار رفته در تختخواب، (مانند فرض سیلویا) می تواند چنین نقشی را در ابتلا این زوج به ای.ال.اس. داشته باشد.    

برای تحقیق در مورد نقش سرب در ابتلا به بیماری ای.ال.اس. لازمست که نمونه های متعدد آزمایش خون از بیمار (قبل از تشخیص و بعد از آن) انجام بگیرد. اگر اکنون افزایش سرب در خون ملاحظه نمی شود، این به این معنا نیست که در گذشته چنین نبوده است. بنابراین برای تایید این موضوع، نمونه خون از گذشته بیمار لازم است. متاسفانه برای تشخیص بیماری،  نمونه خون به ندرت قابل دسترسی است. این باعث دشواری بررسی این موارد می شود.

 برگرفته از مجله: NRC Handelsblad

وبسایت ای.ال.اس ایران www.alsiran.com

ترجمه: فرح شریعت  

بررسی کنید همچنین

تاثیر مصرف سیگار بر روند بیماری ای.ال.اس.

سیگار کشیدن پیشرفت بیماری ای.ال.اس. را سرعت می‌بخشد و عمر این بیماران را کوتاهتر می‌کند.

One comment

  1. تنها نشانه این بیماری بالارفتن یکدفعه فشار خون بر اثر یک حرف یا عمل و یا اتفاق است. عامل اصلی بالارفتن فشار خون بصورت آنی است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *