Home / صفحه اصلی / گوش کن؛ نگاهم رنگ صدای مرا دارد!

گوش کن؛ نگاهم رنگ صدای مرا دارد!

فریده

فریده

تنها با نگاهم می توانم از دخترکم که سالها مادرانه از من پرستاری کرد، تشکر کنم و بگویم: عزیزم فراموش نکن که زندگی زیباست و از آن تو!

********

مرتضی

مرتضی

 دخترش می گوید: می دونم که خیلی وقته نمی تونی حرف بزنی. می دونم که هیچ حرکتی نداری. اما با هر نگاهت یک دنیا احساس و مظلومیت رو هر لحظه برام تداعی می کنی!

********

غزاله

غزاله

  غزاله در یکی از ایمیلهایش: …خیلی دلم گرفته، خیلی تنهام و خسته. اینجام هوا خیلی گرمه، بیش از 50 درجه و من دیشب بعد از دو هفته رفتم حیاط  و ماه رو دیدم! باور می کنی؟ خیلی دلم میخواد برم کنار آب یا طبیعت، اما نمیشه….

********

شهاب

شهاب

دخترش می گوید: چشمانش درخشش بهار دارد؛ بهاری خندان، بهاری همیشه بهار، بهاری امیدبخش به آینده که سوار بر مرکب نجابت در زمان به پیش میرود. نگاهش به لطافت گلهای بهاریست که در نسیم صبحگاهی رقص نوازش میدهد. دلش اما، چهارفصل است: سبز بهاری، گرمابخش تابستانی، طلائی همچون جنگل زرین در پائیز و سپیدی امید در زمستان که بهار دیگری را در پیش دارد!

********

نرگس

نرگس

پسرش می گوید: مادرم، چشمان تو مرا همیشه به یاد تو خواهد انداخت و تو را برای همیشه در خاطرم ماندگار خواهد کرد.

********

قدیر

قدیر

دخترش می گوید: چشمانی سراسر سپاس. چشمانی با یکدنیا حرف ناگفته، چشمانی با یکدنیا احساس و دوست داشتن و نگرانی. چشمانی که اگه سرشار از رضایت و خوشحالی باشه، برای تو یه دنیاست.

********

منصوره

منصوره

دخترش می گوید: چشمانت را به من بدوز، زیرا از هر دوزخی مصونم میدارد!

********

حسین
حسین

دخترش می گوید: پدر، ما همچنان دلتنگ نگاهت هستیم!

********

مهدی

مهدی چشمهایش به آینده دوخته شده است. آینده فرزندانش!

 

بررسی کنید همچنین

14 نظرات

  1. سلام یه دکتر خوب معرفی کنید و روش های درمان و تهیه دارو ها به صورت رایگان در استان خراسان رضوی و در ضمن در یکی از شهرستانای محروم منطقه سه لب مرزی افغانستان هستیم نه که افغانی باشیم ایرانیم تو استان خراسان رضوی زندگی می کنیم و خلاصه بریم سر اصل مطلب پدرم شش ساله مبتلا به این مریضی شده و الآن 65 سالشه خیلی داغون شدیم خونوادمون من بخاطر بابام از دانشگاه دولتی انصراف دادم تا از بابام پرستاری کنم و حتی توی پرستاری آزاد قبول شدم بخاطر این مریضی پر هزینه نتونستم برم واقعا حالم خوب نیست 22 سالمه و از 16 سالگیم بابام اینجوری شده کمر مادرم به درد اومده از نگهداری و پرستاری و وزن سنگین پدرم یجایی رو معرفی کنید تقریبا یه کمک حسابی تو پول پرستار خونگی به مریضمون بکنه واقعا سختتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتته هرشب کارم شده اشک ریختن یواشکی عادتم نمی کنم به شرایط چون روز به روز بدتر میشه بابام از حرف زدن افتاده گوشه خونه فلجه فقط منو مادرم زبون چشمشو می فهمیم که چی میگه و چی میخواد …

  2. کل سایت رو خوندم همه نظر هارو خوندم.
    من شب ها تو اتاق توی تنهایی اشک هام میاد بهنام درست میگه تو حموم هق هق هق بزنی خودتو خالی کنی
    خدا بیامرزه تمام کسانی که این مریضی لعنتی رو گرفتن خدا واقعا وجود داری ؟ دنیات خیلی نامرده خیلی .
    میخوام بمیرم ولی نبینم کسایی ک دوسشون دارم زجر میکشن .خدا معجزه ای کن این بیماری ریشه کن بشه
    الان اینو دارم مینویسم اشک امونم نمیده بغض وجودمو گرفته چشام صفحه مانیتور رو نمیبیمه تو بدترین شرایط روحی ام خدایا چرا چرا ما بنده های ضعیفت ؟؟؟؟تورو خدا هرکسی اینو خوند تو هر زمانی ازش خواهش میکنم دعا کنه برام برای عشقم برای جونم برای نفسم برای مرضیه
    مرضیه دوستت دارم…بمیرم برات بمیرم
    امیر

  3. هرسوالی راجع ای ال اس ونگهداری بیمارداشتین بپرسین من دختر یه پدر ای ال اس بودم باباجونم دلم برات تنگ شده

    • سلام یه دکتر خوب معرفی کنید و روش های درمان و تهیه دارو ها به صورت رایگان در استان خراسان رضوی پدرم شش ساله مبتلا به این مریضی شده و الآن 65 سالشه خیلی داغون شدیم خونوادمون من بخاطر بابام از دانشگاه دولتی انصراف دادم تا از بابام پرستاری کنم و حتی توی پرستاری آزاد قبول شدم بخاطر این مریضی پر هزینه نتونستم برم واقعا حالم خوب نیست 22 سالمه و از 16 سالگیم بابام اینجوری شده کمر مادرم به درد اومده از نگهداری و پرستاری و وزن سنگین پدرم یجایی رو معرفی کنید تقریبا یه کمک حسابی تو پول پرستار خونگی به مریضمون بکنه واقعا سختتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتته هرشب کارم شده اشک ریختن یواشکی عادتم نمی کنم به شرایط چون روز به روز بدتر میشه بابام از حرف زدن افتاده گوشه خونه فلجه فقط منو مادرم زبون چشمشو می فهمیم که چی میگه و چی میخواد …

    • میمنت شهبازیان

      سلام.مادر من دچار als شده الان به زحمت حرف میزنه هنوز بدون کمک تنفس داره ول گاهی تنگی نفس داره
      میشه راجع به سیر بیماری وار هایی که باید بکنیم راهنماییم کنید

  4. من دوهفته پیش پدرعزیزموازدست دادم بعدسه سال بااین بیماری لعنتی حق ادمای خوب این بیماری نیس درضمن دوستان عزیزکه تازه اطرافیانش درگیرشدن سعی کنن کم کم وابستگیشونوبهشون کمترکنن وگرنه ضربه ی بزرگی میخورن بچه ها اگه کسی سوالی داشت میتونه ازم بپرسه من همش کنارپدرم بودم این مدت

  5. دنیاباهمه ی قشنگیهاش فقط تونگاه مادرم میبینم اگه چشماش بسته شه دیگه قشنگی دنیاروباخودش میبره ومنم برای دیدن زیبایی هابایدچشماموببندم.

  6. سلام… وقت شما به خیر
    سوالی داشتم….
    آیا امیدجان هنوز زنده اند؟
    ایشان چند سال دارند؟
    اگر از دنیا رفته اند دقیقاً درچه روزی؟
    ممنون
    موفق و سربلند باشید…

  7. چه کسی گفتست مرد گریه نمیکند
    من از فراق مادرم گریه میکنم
    نه ناز نازی و سوسول همچو دختران
    همچو شیر در خفا گریه میکنم
    چاه حمام پر شد از گریه های من
    من در تشت و لگن گریه میکنم.
    چه کسی گفتست مرد گریه نمیکند
    من در خلا خاص خود گریه میکنم

    • بهنام جان منهم های های گریه کردم
      من هم مثل شما شاهد گریه هام گلهای کاشی حمام بود
      من بی صداگریه کردم و خدا خدا کردم ولی انگار خداهم گوش شنوائی نداشت
      حالا ما مودیم جای خالی مادر قاب عکس زیباش وخاطرات هفت سال مظلومیتش
      خدایا باز هم دعا می کنم خدایا ……

  8. ممنون که قابل ندونستین تا نظرم رو تایید کنید!!!

  9. سلام
    من تا هفته قبل اصلا نمی دونستم همچین بیماری وجود داره تا اینکه سریال
    ژاپنی 1 tears litre رو دیدم زندگی یه دختر که با همه سختی های این بیماری استقامت کرد و کتاب دست نوشته هاش (تا زمانی که می تونست به نوشتن ادامه داد ) رو منتشر کردن واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم
    امیدوارم یه روزی درمانی برای این بیماری پیدا بشه
    یه جایی تو دست نوشته های این دختر نوشته شده بود

    If you look up at the sky after falling down the blue sky is also today stretching
    limitlessly and smiles at me… I’m alive.” -Aya

    http://wiki.d-addicts.com/1_Litre_no_Namida

  10. دیدن چشمای مادرم بهترین و بزرگترین نعمت زندگیم بود که برای همیشه رفت………..

  11. غزاله رستم زاده

    یاد عزیزان رفته همیشه چون بهار در جان بازماندگان زنده است
    چه قدر این چشم ها زیبایند
    انگار دریچه ای به ملکوت.
    به سهم خود
    از شما سپاسگزارم
    سپاس
    سپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *