Home / رهنمودها و تجارب / گذر از شرایط سخت!

گذر از شرایط سخت!

 آیا می توانی از پس نارسائی و اختلالی که در توانایی هایت ایجاد شده برآیی و از شرایط جدید بیاموزی؟

 زندگی هیچکس بدون پستی و بلندی وسختی نیست. اما ظاهرا بعضی ها بیشتر از سایرین گرفتار سختی ها می شوند. و گاه چنین به نظر می رسد که این سختی ها روی زندگی بعضی ها تاثیر مخرب کمتری داشته است. چرا که آنها سعی می کنند علیرغم تمام این پیش آمدهای ناگوار، از زندگی بهترین را بسازند. در حالیکه بعضی دیگر در گوشه ای می خزند و خود را قربانی سرنوشت، زندگی و مردم قلمداد می کنند. اما چگونه است که برخی انسان ها علیرغم مصیبت هائی که در زندگی می بینند باز قدرت و جرات آن را دارند که راه و روش زندگی را پیدا کنند؟ آیا این ها “فرزندان یکشنبه” (ویژه و مقدس) [و به قول ما ایرانی ها: نظرکرده] هستند که به آنها قدرت اسثتثنائی داده شده تا از همه چیز بهترین را بسازند؟ یا آنها مردمانی هستند که دوران کودکی بی تشویش و آسوده ای را گذرانده اند و اکنون توان ایستادن در برابر مشکلات را دارند؛ یا به عکس، کسانی هستند که در گذشته سختی های فراوانی دیده اند و حالا در برابر آن آبدیده تر شده اند ؟ روانشناسانی که در این زمینه تحقیقات زیادی کرده اند، بر این عقیده اند که کشف این نکته که چرا بعضی ها می توانند در برابر سختی ها مقاومت بیشتری داشته باشند، می تواند برای دسته دیگر آموزنده باشد.

چرا تحمل شرایط بحرانی بسیار سخت است؟

مطالعات نشان می دهد که در اثر سه عامل، مردم در یک شرایط بحرانی قرار بگیرند:

– شرایطی که بحران خود را نشان می دهد: مریض شدن، روی دادن یک تصادف، مواجه شدن با یک دگرگونی در زندگی، شرایط ناهنجاری را در کودکی یا بزرگسالی از سر گذراندن، قرض داشتن و…

– کیفیت زندگی شان

– حمایت یا عدم حمایت اطرافیان

 چه علائمی دارد؟

هر کس که دچار بحران می شود. نشانه های آن را بخصوص در این چهار زمینه می توان مشاهده کرد : جسمی، روحی، اجتماعی و علاقمندی و اشتیاق.

1- جسمی: تقریبا همیشه یک عکس العمل جسمی وجود دارد. سردرد ناگهانی، معده درد، عفونت بدنی یا حالت گریپ و سرماخوردگی ای که بهتر نمی شود. آدم آشکارا با بدن خود، میزان ناامیدی اش را نشان می دهد. آنچه در روح اتقاق می افتد بدین صورت راهی به سمت خروج جستجو می کند. به عبارت ساده تر، بدن از شدت ناامیدی روح، بیمار شده است.

2- روحی: دومین عکس العمل، روانی است. فرد به لحاظ روحی به هم ریخته است. به خود شک می کند و سوال می کند: من دیگر چه ارزشی دارم؟ آیا اصلا به حساب می آیم؟ من اینجا چکاره ام و به چه دردی می خورم؟

3- اجتماعی: روابط عمومی فرد به هم ریخته است. به نظر او اطرافیان نمی توانند آنطور که وی انتظار دارد، پشتیبانی اش کنند. علیرغم وضعیت بحرانی فرد، زندگی اطرافیان همچنان ادامه دارد. آنها برای خود برنامه می ریزند و به چیزهای دیگر مشغولند ؛ در حالی که زندگی فرد مصیبت دیده ظاهرا راکد مانده و از اطرافیان دلخور است.

4- در پایان، آن زندگی مفیدی که فرد آرزویش را می کرد اکنون برهم ریخته و دیگر امکان پذیر نیست. بنابراین دیگر علاقه و اشتیاقی برای زندگی ندارد.

برخورد درست با شرایط بحرانی و عبور از آن با هدف رسیدن به یک نقطه تعادل، تنها از طریق تلاش در چهار زمینه پیش گفته، امکان دارد. پس:

– به جسم تان فرصت بهبودی یا تطبیق با شرایط یا تغییرات جدید را بدهید.

– با پرداختن به خود، به روح و روان خود نیز فرصت و فضای لازم را بدهید.

– روابطی که درهم ریخته شده، لازم نیست در سراشیبی قرار گیرند. روابط تان با دوستان و فامیل را به این دلیل که شما را درک نمی کنند، سریع قطع نکنید. ابتدا فکر کنید با چه کسانی می خواهید رابطه ای عمیق و براساس اعتماد داشته باشید و با چه کسانی رابطه ای محدود و سطحی.

– در پایان و مهم تر از همه، به دنبال این باشید که دوباره علاقمندی تان به زندگی را بازیابید. دنبال راه ها و چیزهائی باشید که باعث خوشحالی و شادی شما باشند.

 چگونه می توان قوی بود؟

در تحقیقی در این زمینه و طی مصاحبه هائی با چندین نفر که به نظر می رسید از نظر روحی قوی هستند، سعی شد علت قوی بودن روحیه آنها معلوم گردد. نتیجه این تحقیق نشان داد که چهار عامل مهم ترین بوده اند:

– احساس کنترل داشتن روی زندگی و آینده خویش

– داشتن هدف، چه فردی و چه حرفه ای

– شرایط را به جای یک تهدید، یک تجربه جدید دیدن

– هنر زنده و شاد نگه داشتن روحیه.

 پنج رهنمود طلائی

براساس تحقیقات انجام گرفته، پنج رهنمود انتخاب شده است. طبعا کارآئی هر کدام از اینها بسته به افراد مختلف می تواند متفاوت باشد.

– فعالیت را شروع کن: مهار زندگی ات را خودت به دست بگیر. از گوشه گیر شدن پرهیز کن، دنبال اطلاعات برو و فعال باش.

– زندگی را از قسمت آفتابی آن ببین. حتی در تاریکی دنبال نقاط روشنائی بگرد. علیرغم تمام واقعیت های سخت، چیزهائی را ببین که خوب پیش میروند. دقت کن کجا و چه چیزی به تو حال و حوصله و شادی می بخشد، دنبال آن برو.

– روابط ات را از نو بساز. سراغ کسانی برو که می توانی به آنها اطمینان کنی؛ با بودن با آنها احساس خوبی داشته باشی؛ بتوانی با آنها به خوبی حرفت را بزنی و با آنها بتوانی بخندی و یا گریه کنی. شاید لازم باشد در دوستی ها تجدیدنظر کنی. همچنین دنبال کسی باش که بخواهد کمک ات کند. تحقیقات نشان می دهد کسانی که شرایط بسیار بحرانی را از سر گذرانده اند، گاه با کسانی آشنا شده اند که دست آنها را برای کمک گرفته یا شنونده خوبی برای حرف هایشان بوده اند. گاهی آنها خودجوش سر راهت قرار می گیرند اما گاهی هم باید خودت به طور فعال دنبالشان باشی.

– دقت و سعی کن که از تجارب بیاموزی و بیاموزانی. اتفاقی که برایت پیش آمده می تواند بسیار سخت و ناگوارباشد، اما سعی کن آن ها را به ایده مفیدی تبدیل کنی. به عنوان نمونه والدینی که فرزندشان را در تصادف رانندگی از دست داده اند، در زمینه امن کردن ترافیک فعالیت می کنند. بدین ترتیب فاجعه در نهایت به یک نتیجه مثبت منتهی می شود. کمک به مردمی که در شرایط سخت مشابه قرار گرفته اند، این احساس قدرت و پیروزی را بدست می دهد که: تمام اینهائی که اتفاق افتاد علیرغم سختی هایش، بیخود و بی نتیجه هم نبود.

– سعی کن مسائل را محتوائی تر ببینی. علیرغم آنچه که ادعا می شود، گاه مشغولیت هائی کمک می کنند تا صرفا روی مشکل خودت متمرکز نشوی. چشم و گوش را به اطراف داشتن کمک می کند فقط با مشکل خود درگیر و مشغول نباشی. در این زمینه نیز به نظر می رسد کمک به دیگران می تواند بسیار نتیجه بخش باشد.

 ترجمه : فرح شریعت

www.alsiran.com

بررسی کنید همچنین

حفظ روابط خصوصی در دوران بیماری ای.ال.اس.

کارشناسان معتقدند که حفظ تماس و ارتباط با یکدیگر کلیدی است برای شناخت نقشهای دگرگون شده و همچنین تنظیم فعالیتهایی که به اطرافیان و خود بیمار این امکان میدهند که روابط شان را تقویت کنند.

2 نظرات

  1. نفیسه گوهریان

    کلی ارزو واسه زندگیم داشتم ولی حالا که مادرم این بیماری کرفته و جلوی من داره اب میشه امیدی ندارم به اینده

    • با تمام احساسم احساست را درک میکنم.ارزوهایم به همراه اشکهای چشمانم پس از سقوط یکی پس از دیگری خشک میشوند…مادرم جانم به فدایت…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *